عشق، عشق می آفریند
زندگی، رنج به همراه دارد
رنج، دلشوره می آفریند
دلشوره، جرات می بخشد
جرات، اعتماد به همراه دارد
اعتماد امید می آفریند
امید زندگی میبخشد
زندگی عشق می آفریند
من هنوز تو را دارم...
گاهي كه دلم...
به اندازه ی تمام غروبها مي گيرد...
چشمهايم را فراموش مي كنم...
اما دريغ كه گريه ی دستانم نيز مرا به تو نمي رساند...
من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس...
مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست...
و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد...
و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند...
از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد...
و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد...
و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد...
از چهار فصل دست كم يكي كه بهار است...
من هنــوز تورا دارم....
«به نام پیوند
دهنده ی قلبها»
در تاریکی شب, بین هجوم صداها ,در بین هزاران نفر, من مانند قطره ای در
تلاطم امواج گرفتار بودم.
کسی صدای کمک خواستنم را نمی شنید . تنها و بی پناه اسیر چنگال
موج ها بودم تا اینکه دستی به سمت من دراز شد و مرا به آغوش گرفت و
با خود به جزیره ی محبت برد . من طعم عشق را چشیدم ,ناگهان خود
را ساکن همیشگی آن جزیره دیدم.
آیا آن دستها دستهای مهربان توست؟
آیا آن جزیره قلب همیشه پر محبت توست
که مرا ساکن خود کرده است؟
آیا آن آغوش گرم و صمیمیه توست که امن ترین
پناهگاه برای من است؟
من آنجا در اوج آرامشی بی انتهام.
این متن رو تقدیم می کنم به همه ی عشاق,
به همه ی عشاقی که از صمیم قلب یکدیگر رو دوست دارند .
تا ابد دوستت دارم![]()

